خانمها آقايان ،دختر ها پسر ها سلام آخرين شب ارديبهشتي شما بخير. سئوال نظر سنجي به نظر شماکدامیک از موارد زیر در موفق نبودن تئاتر در ایران موثر بوده است؟ 1-کمبود سالن 2-کمبود متن 3- عدم حضور چهره های شاخص 4- مشکلات مالی 5- همه موارد مهمان امشب ما يك بانوي هنرمند است.ريشه و اصالتهاي او را تئاتر مي شود جستجو كرد علاوه بر تئاتر او چهره ي تلوزيوني و سينمايي خوبي هم از خودش به نمايش گذاشته است او برنده ي سيمرغ بلورين در اين جشنواره آخر در نقش مكمل است .در تلویزيون با سريالهايي مثل وكيل و مسافر به تلوزيون معرفي شد و يا اپيذدي از سريال پليس جوان شما با نام پانتآ بهرام در دنياي هنر آشنا هستيد كه امشب مهمان برنامه ما هستند سلام به برنامه ما خوش آمديد .  خيلي ممنون سلام عرض ميكنم و اميدوارم كه برنامه خوب و خوشمزه اي باشد . و از حالا شرو ع مي شود . - مگر بازي است ؟  بله يه جور بازي دوست داشتني است . - بازي يك برنده دارد يك بازنده.  نه يك بازي برنده برنده است. - در تصاويري كه ملاحظه فرموديد آخرين سكانس پرش از روي پل عابر پياده بر روي ماشين در حال حركت بدون حضور بدل توسط خانم بهرام بود شما آدم جسوري هستيد درسته؟  فكر ميكنم بله ،خيلي برام جالب است از وقتي كه وارد دنياي تلويزيون و سينما شدم به محض اينكه كارگردان توقعي از من دارد سريع فلاش بك ميزند به تئاتري بودن من يعني اگر بخواهم مقاومت بكنم ميگويد تو كه تئاتري هستي تئاتريها خيلي ريسك ميكنند ، خيلي كارها انجام ميدهند كاري هر هنر پيشه اي كه وارد دنياي تصوير ميشود انجام نميدهد به نظرشان شايد تئاتري ها شجاعتر مي آيند و شايد يكي از دلايل آن اين است كه مستقيم با تماشاگر در ارتباط هستند اساساً با اين اعتماد به نفس كار خود را آغاز ميكنند كه من ديالوگ و يا حركتم را فراموش نخواهم كرد 2 مي توانند صحنه را اداره كنند بدون اينكه ريتم بيافتد يا فضا خراب بشود يا چيزي از قلم بيافتد براي همين بايد انسانهاي قدرتمند تري باشند . - در مورد اين سكانس صحبت مي كرديم ميشود يك توضيحي بدهيد در مورد اين سكانس؟  خيلي ترسناك بود آفاي سهيلي هم به من گفتند كه دوربين پايين است و چون مي خواهيم چهره ات را دقيقاً ببينيم عملي نيست و بدل صحنه را خوشگل نميكند خوشبختانه من ترس از ارتفاع ندارم ولي اين يك ريسك است درست است كه حالا در آن پايين تشك بود و من قرار بود با يك سري كابل كنترل بشوم ولي باز هم ريسك است . - چند بار اين تصوير فيلمبرداري شد؟  فكر ميكنم يك بار البته براي تمرين بدليل اينكه ترسم بريزد سيمها را بستند و كمي مرا آزاد كردند كه در هوا معلق بمانم چون اين بايد با شتاب مي افتاد و نمي شد كنترلش كرد موضوع اين است كه تكنيك سينماي ما خيلي تكنيك بالايي نيست هميشه اين ترس وجود دارد كه نكند كنترل نشود چون معمولاً ابزار ما كمي ابزار قديمي است در من كمي ترس وجود داشت منتهي واقعيت اين بود كه دوست داشتم اين كار را انجام بدهم . - فكر ميكنيد اين كار شما به بازي شما كمك ميكرد يا به وجهه ي جسورانه پانتآ بهرام؟  به وجهه ي جسورانه پانتآ بهرام. - رسيديم به بحثي كه فرموديد آدمهاي تئاتري آدمهاي قوي هستند چرا؟  بخاطر اين كه تو با همه ي حضورت مي آيي و تا 2ساعت همه ي توان حسي بدني و ذهني ات را باخودت به همراه مي آوري و بايد انرژي ات را تقسيم كني حافظه ي خوبي داشته باشي، كافيست بازيگر يك لحظه پايش بلغزد حتي اين اتفاق هم نبايد بیفتد ولي اگر در دنياي سينماوتلویزيون اين اتفاق بيافتد مي شود كات داد دوباره اين كار را كرد . ولي در آنجا نه اگر اين اتفاق بيفتد تماشاچي بريده خواهد شد از فضايي كه ساختي . - يكبار ديگر صحنه ي پريدن شما را با هم ببينيم . - اين خيلي جالب است كه يك خانم بازيگر از اين ارتفاع بپرد . - خانم بهرام طبق گفته ي خودتان واضح است كه آدمهاي تئاتري به لحاظ پايه هاي بازيگري آدمهاي مقتدري هستند چه به لحاظ فن بيان چه تكنيك و چه قدرت حافظه شايد مثلاً آدمهايي كه در 30 سال پيش از تئاتر به سينما مي آمدند چون باعث درخشش آنها در سينما مي شد شايد نزديك 15،10 سال است كه اين روند برعكس شده است كه تئاتري بودن آدمها دليل بر ستاره بودن آنها نيست آيا معيار هاي سينما براي بازيگري خوب عوض شده است يا تئاتري ها ديگر نميتوانند خودشان را در سينما خوب نشان بدهند ؟  چون براي چيزي كه شما ميفرماييد مثا لي در ذهنم نيست نميتوانم چيزي بگويم . - در ذهن من هست مثلاً آدمهايي كه در سينما به آدمهاي پول ساز تبديل شده اند به چهره و ستاره تبديل شده اند ولي هيچ كسي از تئاتر را لا بلاي اين ستاره هاي درخشان نمي شود پيدا كرد .واضح تر اين است كه چرا خانم پانته آ بهرام يك مثلث طلايي دارد خانم نغمه صميمي آقاي مرادي و خانم پانته آ بهرام مي شوند يك مثلث طلايي در تئاتر ولي وقتي به تئاتر مي آيند نقره اي هستند .  چرا امسال نغمه ي صميمي هم سيمرغ برد . - ولي سيمرغ گرفتن براي نقش مكمل قبول اما درخششي كه از پانته آ بهرام در سينما انتظار مي رود آن چيزي نيست كه در تئاتر دارد .  واقعيت اين است كه من معتقد هستم كه آهسته و پيوسته و اين خيلي براي من مهم است فكر نميكنم هيچ عجله اي در كار باشد به دليل اينكه بچه هايي كه وارد تئاتر مي شوند اول مي خواهند كه بازيگر باشند چون تئاتر طبيعتاً اين شهرت و پول سازي را به همراه ندارد بنا براين كسي كه تئاتر را انتخاب ميكند آمده كه در درجه اول بازيگر بشود .و بعد دوست دارد كه كارش را توسعه بدهد و بيايد در ميدان گسترده تري كار بكند . اول اينكه من هنوز در گير آن بازيگر بودن هستم دوم اينكه باز در مورد خودم ميگويم شناختن مديوم سينما كار دارد شناختن زاويه ها لنز ها و حتي شناختن نوع بازي ما يك چيزي در مورد بازيگري را خيلي وقت است كه فراموش كرده ايم مثلاً در سبكهاي نقاشي ميگو ييم اكسپر سيانيسم و امپرسيانيسم ولي به بازيگري كه ميرسيم ميگوييم خوب يا بد بازي كردن .به نظر من خيلي ميشود جزئي نگاه كرد و اين چيزي است كه من از چهار شنبه سوري تازه دارم درك ميكنم . - چهار شنبه سوري يك نقطه ي عطف در پرونده شما است .  دقيقاً تازه دارم از آنجا يكسري چيزها را پيدا ميكنم در جهان دوربين چون براي خودش يك دنيا است من مدعي نيستم كه همه ي آنها را پيدا كردم و لي مدعي هستم كه از چهار شنبه سوري به بعد دارم درست مي روم . - يعني از چهار شنبه سوري به بعد شما نقشهايتان را خوب انتخاب كرديد ؟  آن اتفاق و 2تا اتفاق بعدي تجربه هاي آگاهانه تري بود به لحاظ بازيگري . - در اقليما نقش آفريني پانته آ بهرام بيشتر مي چربد يا خود فيلم؟  هر دو - به نظر من تنها نقطه ي قوت اين فيلم خود پانتآ بهرام است چيزي كه در فيلم اقليما در جشنواره امسال ميبينيم بيشتر لباسهاي متنوع و چهره هاي مختلف از خانم بهرام است و من احساس مسكنم كه اين بازيگري دارد پشت اين چهره ها و لباسها گم ميشود علي رغم اين قضيه من فكر ميكنم تنها نقطه ي درخشان اين فيلم شما هستيد .  واقعيت اين است كه آنها رامن انتخاب نكرده ام . - به خاطر اسپانسر شما بوده؟  فكر نميكنم - من يك همچنين احساسي كردم مگر اسپانسر شما يك مجموعه توليد كننده لباس نبوده است .  نخير، واقعيت اين است كه آقاي عابديني اين طور انتخاب كرده بودند و شايد بخاطر خاستگاه اين آدم است كه بخاطر اينكه در خانواده ي به نوعي ثروتمند است سعي ميكند پوشش گوناگوني داشته باشد خصوصاً اين كه دوست دارد براي همسرش آدم خوشايندي باشد چون سردي اين رابطه را مدتي است كه احساس كرده است شايد يكي از دلايلي كه اين كار را ميكند اين است كه توجه از همسرش بگيرد شايد به نوعي با اين تنوع دارد تنهايي هايش را پر ميكند .ولي واقعيت اين است كه موضوع پرداخت به اقليما يك موضوع خاص بود زاويه ديدي كه آقاي عسگر پور انتخاب كرده بودند و پرداختند به اين موضوع يك چيزي بود بين يك تاشهاي مذهبي و حضور خداوند در كنار يك زندگي در كار حضور يك وحشت مداوم شايد كمي اينها با هم كامل مچ نشد يعني نه ميشد گفت كه داريد يك فيلم ترسناك ميينيد يايك فيلم مذهبي ، - شايد خيلي از بينندگان ما اقليما را نديده اند براي همين نمي خواهم روي اين بحث زياد متمركز بشوم بيننده قرار است كه به آن شخصيت احساس ترحم پيدا بكند و اتفاقي براي شخصيت آن بيننده را منقلب بكند در حالي كه اين اتفاق اصلاً نمي افتد اگر شما يك نمونه ي خارجي را در كنار آن قرار بدهيد مثل فيلم ديگران مثلاً اگر مقايسه بكنيد با اقليما كه آن زني كه در هاله اي از وحشت گرفتار شده است بوجود بيايد من فكر ميكنم خيلي در روند فيلم اقليما به اين نتيجه نميرسيم .  من برعكس شما فكر ميكنم چون احساس ميكنم خيلي معصوميت اين زن زياد است در اين فيلم من فكر ميكنم كه يك جاهايي از بس كه زياد شده بايد كم ميشد . - جالب است جشنواره امسال فقط سيمرغ هايش را به نقشهاي معتاد داد .درسته؟  بله - شما هم براي فيلم بچه هاي ابدي نقش يك معتاد بازي كرديد ؟  نخير من اصطلا حاً ساقي بودم كسي موادمخدر ميفروشد يا در ارتباط است . - چيزي كه به ذهن من ميرسد اين است كه در چند سال اخير نقشهاي خاص خيلي بيشتر از نقش آفريني هاي خاص دارند به چشم مي آيند يعني ما ميگرديم دنبال نقشهاي معتاد يا عجيب و غريب در فيلمها همين كه جايزه بدهيم وهم بيشتر ديده بشوند و هم اينكه اين بيشتر ديده شدن قدرت نقش آفريني را زير سايه خودش ميگيرد و در رده ي دوم قرار ميدهد .  كمي تفكيك اين دو تا سخت است يعني مي شود يك نقش خيلي خوب را خيلي بد بازي كرد لزوماً اين نيست كه چون اين نقش يك شاخصه هايي كه دارد بشود با استفاده از آن شاخص ها آن را راحت انجام داد به نظر من اين دو تا تفكيك ناپذير هستند و نقشي كه در يك فيلمنامه خيلي خوب جا افتاده است بايد يك بازيگر خوب بالاي آن باشد كه آن نقش خوبي از آب در بيايد ولي برعكس آن ممكن است . - فكر نميكنيد در مجموع به ضرر سينما خواهد بود كه ما فقط به نقشهاي خاص توجه بكنيم و فقط به آنها جايزه بدهيم چون شاهد هم داريم در جشنواره امسال كساني جايزه ميگيرند نقشهاي خاص هستند شايد براي نقش هاي معمولي زياد انرژي صرف نكنيم و مطلوب ما نباشد و همش بريم دنبال نقشهاي عجيب و غريب كه ديده بشويم و جايزه بگيريم .  وقتي ميگوييم جشنواره خواه نا خواه داريم در مورد مسئله داوري صحبت ميكنيم داوري كردن اساساً خيلي كار سختي است چون اولاً بايد با يك عده بنشيني و سعي كني كه هم ذهن بشوي و بعد مقايسه آدمها با هم و بعد مقايسه ي آدمها با خودشان كه اين آدم در نقشهاي قبلي اش چطور كار كرده است يك مجموعه در كنار هم باعث مي شود شما را در صندلي قضاوت قرار بدهد و شما تصميم ميگيريد كه چكار بكنيد ولي به نظر من اين قضيه بايد بازيگرها را فعال تر بكند سعي كنند كه شاخص تر بشوند چون من فكر ميكنم كه كمي بازيگري دارد سهل و ممتنع ميشود . - يعني چي سهل و ممتنع ميشود؟  يكم انرژي نميگذارند در جلوي دوربين و فكر ميكنند كه راحت بودن دارد تبديل ميشود به پديده بازيگري اين را خيلي ميبينم حالا نه در جلوي دوربين حتي روي صحنه هم ميبينم بچه هايي را كه وقتي ميبينند كه در صحنه راحت هستند فكر ميكنند خوب اين يعني يك قدم بزرگ اين شرط لازم است و لي شرط كافي نيست . - من ميخواهم بحث را كمي اجتماعي تر كنم خيلي جالب است بعضي مواقع آدم با پدر و مادر هايي برخورد ميكند كه ميگويند آقاي رشيد پور اين بچه ما خيلي خوب شكلك در مي آورد و خيلي شيطان است اين را ببر بازيگر بشود تصور عمومي در جامعه ي ما اين است كه اگر كسي خيلي خوب ميتواند ورجه وورجه كند حتماً بازيگر است ، شما كه خودتان هم تئاتري هستيد و هم سينما را راهش را پيموده ايد كمي راجع به اين قضيه صحبت كنيد .  ببينيد اين چيزي را كه شما اشاره ميكنيد بخشي از استعداد ذاتي آدمها است كسي كه بلد است راحت باشد و تقليد كند كسي كه بلد است درست از ابزار بدن و بيانش استفاده كند اين يعني استعداد اوليه را دارد شرط لازم را دارد ولي نه شرط كافي ،بعد هم باز اين به 2 قسمت تقسيم مي شود قسمتي كساني كه اساساً سرگرمي سازند حتي اگر وارد بازيگري بشوند وارد مجموعه آدمهايي ميشوند كه سرگرم ميكنند يا صرفاً توجه به خودشان جلب ميكنند شما در سالهاي متوالي آنها را در يك شكل خواهي ديد و خواهي پذيرفت .يك تيپي هستند كه ممكن است تا 40 سال اين تيپ را دوست بداري بخواهي كه ببينيش اما در همان مدل باقي خواهد ماند كسي كه بازيگر ميشوددرست يك جايي از اين اتفاق تفكيك ميشود جاه طلبي هايش باعث مي شود كه گسترده تر كار كند و گسترده تر هم يعني اينكه بيشتر در مورد بازيگري بداند و ابعاد وجود خودش را پيداكند بازيگري يك جور تكثير شدن است مثل هاگ كه ميگويند بعضي از گياهان پخش ميكنند حتي تكثيرش هم بايد به همين نرمي اتفاق بيافتد. -شما كه به گسترده تر بودن بازي اشاره ميفرماييد پس چرا اين نقشهايي كه در تلویزيون و سينما از شما ميبينم دائماً اين نقش هاي معتاد دارد تكرار ميشود مثل سريال مسافر ، بچه هاي ابدي ،.  در همين 2تا . شما مثل اينكه به اين شطرنج اعتقاد نداريد كمي امروز برندگي شما كم است . - نخير شايد برجستگي شما در اين نقشهاي خاص خيلي به چشم آمده كه من وقتي ياد پانته آ بهرام مي افتم به ياد نقشش در سريال مسافر مي افتم خانم بهرام نقشهاي مكمل را خيلي بهتراز غوغا بازي ميكند . - شما متولد چه سالي هستيد ؟  هرگز از يك بازيگر سنش را نپرسيد . - متأسفانه من در بيوگرافي شما هم هرچقدر خواندم نتوانستم به اين قضيه برسم .  براي اينكه دانستن سن براي بيننده هميشه قضاوت مي آورد مثلا ً اگر بداند كه من 50 سالم است و با يك گريم ساده مثلاً سن يك 28 ساله را بازي كنم بيننده وقتي ميداند كه من 50 سالم است ميگويند خوب يك بازيگر 28 ساله مي آوردند .من اين مورد را از استادمهدي هاشمي ياد گرفتم. - فرمايش ايشان درست است ولي معمولاً خانمها علاقه دارند سن كمتر از خودشان را بازي كنند و من نمونه هاي مختلفي را در سينما ديده ام ولي آقايان همچين حسي ندارند و قبول ميكنند كه نقش 30 سال بزرگتر از خودشان را هم بازي كنند .  نه هميشه خيلي وقتها اينطور نيست من خيلي از آقايان سينما را ميشناسم كه شايد خيلي برايشان سخت است كه پدر بشوند و دوست دارند هنوز همان جوان اول پشت فرمان باشند .ولي قسمتي كه من گفتم كاربردي تر است تا قسمتي كه شما گفتيد . -من با شما مخالفم مثلاً سركار خانم گلشيفته فراهاني علي رقم اين كه بيننده ميداند او چند سالش است ولي در م مثل مادر قبول مي كند كه آن مادر است در مورد سركار عالي هم اين مثالها است من مثال نقض نياورده ام ولي مي گويم لزوماً قرار نيست بيننده سن شما را نداند چه بسا هنر شما سن را تحت پوشش قراربدهد .  كمك كننده خواهد بود ولي مطمئناَ اين فاصله هابوجود خواهد آمد . - اصولاً طلايي شدن را در چه چيز ميبينيد اگر به كجا برسيد ميگوييد كه من طلايي شده ام ؟  وقتي كه احساس كنم كه همان ميزان انرژي كه دارم ميگذارم را دارم دريافت ميكنم ولي در سينما هنوز اين اتفاق نيافتاده است. -كدام يك از فيلمهايتان انرژي بيشتري به شما داده است ؟چهارشنبه سوري؟  آن براي اينكه باز خود داشته است ولي خودم برخلاف عقيده ي شما در اقليما خيلي حساب ميكنم چون در جشنواره از تماشاگر عام خيلي ميشنيدم كه اين فيلم چقدر فرق ميكند چون آدمها دوست داشتند كه يك چيزي از دل اين كار بكشند بيرون . - من دلم نميخواهد در روي نظر مردم پيش داوري كنم ولي نظر من اين است كه اقليما چيزي به خانم بهرام نخواهد افزود .  من فكر ميكنم خواهد افزود. - من فكر ميكنم كه شما كماكان نيز می توانید در نقشهاي بهتري ظاهر بشويد. *يك حقيقتي را بگویم خيلي دلم مي خواست اكسپرسيونيستي بازي بكنم يعني سعي كنم سبك خاصي را كار كنم . بعضي از بازيها بازي رو به بيرون هستند مال مسافر در اقليما به درون بيشتر نگاه ميكنم يعني اينكه براي تماشاگر يك فضاي بسته ايجاد ميكنيد و جاههاي خالي مي گذاريد و به تماشاگر مي گوييم كه تو بيا جلو تر .تو بيا و سعي كن كه پيدا كني تا بيش از اين كه من ارائه كنم . - من تعجب مبكنم كه خانمي با اين دقت چطور راضي ميشود كه فيلم غوغا را بازي كند ؟ غوغا براي من در كارنامه كاري من يك اتفاق خاص است و اين در زماني بود كه من ميخواستم به همه ثابت كنم كه من به غير از نقش معتادرا هم مي توانم بازي بكنم . - پس قبول داري كه شما با نقش يك معتاد جا ا فتادي .  اين قدر آن اتفاق در زندگي من اتفاق خاصي بود تقريباً يك تغيير مسير. -چرا غوغا را بازي كرديد ؟  مسافر اينقدر جالب بود كه بعد از آن بي وقفه نقشهاي معتاد و يا پيرامون آن به من پيشنهاد ميشد به طوري كه من احساس ميكردم من چطور ميتوانم خودم را در شرايط ديگر ثابت كنم .اين شد كه من تقريباً نزديك 2 سال كاري نكنم .البته در تلویزيون وكيل را داشتم . يا باز در پليس جوان كه هر دو كار با آقاي مقدم بود و ايشان حساسيت هاي من را شنا خته بود و داشتند فكر ميكردند كه براي من فرصتهاي ديگري ايجاد كنند . - لزوماً فكر ميكنيد كه كارگردانهاي سينما بايد دقت لازم روي صحنه هاي تئاتر را هم داشته باشند ؟  بله چون ما كار خوب در تئاتر كم نداريم الان هم داریم آن اتفاق را ميبينیم .كه خيلي از كارگردانها را كه مي آيند. - شما احساس نميكنيد كه اين راه تقريباً دارد مسدود مي شود ؟ورود بازيگر از تئاتر به سينما.  نه واقعا ً نميدانم شما چرا اين فكررا ميكنيد .من هميشه اين مثال را ميزنم زماني كه خانم تسليمي درخشيدند ما چند تا زن موفق داشتيم ؟ - خوب اين در برهه اي بود كه بازيگران تئاتر در سينما درخششي داشتند .  خيلي كمتر امسال ايشان پيدا ميشد منتهي من فكر ميكنم كه الان اين اتفاق زياد دارد مي افتد و آن هم بدليل ورود دوربين به زندگي خصوصي همه ي مردم يعني كمابيش تو بادوربين راحت هستي الان ديگر خانه ي همه يك هنديكم است يك جوري راحت شده پديده ي جلو دوربين بودن و يكي از دلايل كثرت بازيگر و دلايلي كه مي توانند خودشان را در جلوي دوربين كنترل كنند به خاطر اين است كه خودشان را بار ها و بارها دارند ميبينند .فرصت بهتر بودن جلوي دوربين زياد شده است . -شايد در اين شرايط است كه وقتي كسي كه دانش اين كار رادارد در مقابل كساني كه جلوي دوربين هستند بيايد و خيلي بدرخشد .  يك چيزي هم كه بين بچه هاي تئاتري است اين است كه اكثر آنها مثل من معتقدند كه عجله اي در كار نيست و فكر ميكنند كه فرصت دارند هنوز . -شما اين تئوري را مي پذيريد كه آدمها اول وارد سينما بشوند و بعد بشوند نقش مكمل بعد بشوند نقش اول و بعد هم سوپر استار ؟  خير ولي ممكن است اين اتفاق بیفتد .اين يك جور جاه طلبي است و جاه طلبي براي بازيگر حتماً لازم است. - شايد همين جاه طلبي است كه در پرونده كاري شما يك ضعف به نام غوغا ثبت ميكند ؟  واقعيت اين است كه من 2سالي كار نميكردم ديدم كه هيچ اتفاقي نمي افتد الان يك دوستي دارم كه مشاور من است نميگويم مدير برنامه چون خطرناك است و خيلي انفرادي تصميم ميگرفتم و بعد از 2 سال ديدم كه عملي نيست و حد اقل ديدم كه 2 نقش خواهر است و معتاد نيست . - يعني صرفاًبراي اينكه در نقش معتاد كليشه نشويد اين كار را كرديد ؟  اين از اولين دلايلش بود دوم اين بود كه نقش سراسري بود در سينما و مي خواستم خودم را ارزيابي كنم در 90 دقيقه كار .و آقاي سهیلي راحت اعلام كردند كه به فضاي فيلم فارسي اعتقاد دارند و اصلاً ميخواهند كه اين فيلم را در اين فضا تست كنند . - پس شما هم فضاي فيلمي كه منحصراً به گيشه نگاه ميكند را دوست داريد ؟و جالب اينكه در گيشه هم شكست مي خورد .  براي من جنبه هاي ديگر آن مهم تر بود . - پس شما يك نفر پيدا كرده بوديد كه ديگر نقش معتاد نشناسند شما را؟  فقط اينكه من بتوانم خودم را در يك كار سراسري ارزيابي كنم .  يه چيزي ميخواستم بگويم .چند وقت پيش يكي از دوستان دوره دانشكده ام را ديدم كه اتفاقاً از بچه هاي خيلي درس خوان هم بود و با معلومات به من گفت من چقدر فيلم غو غاي شما را دوست دارم من راستش اينكه چون خودم هم خيلي در غوغاروي پرونده ام تأكيد نميكنم با لبخند جوابش را دادم ولي گفت جدي مي گويم يكي از بهترين كارهاي بازيگري شما است خيلي از مردم كوچه و بازار در كنار مسافر من را با غوغا مي شناسند و دوست دارند اين فيلم را. -120425نفر در نظر سنجي شر كت كرده اند . - 7%از مردم گفته اند كمبود سالن - 4% از مردم گفته اند كمبود متن. - 4% از مردم گفتند عدم حضور چهره هاي شاخص. - 10%از مردم گفته اند مشكلات مالي - 73% از مردم گفتند همه ي موارد . - يك شماره از 1 تا 120000ميفرماييد.  999 - 0914115..19برنده يك سكه بهار آزادي. -تشکر از حضور شما منو رها كن از اين فكر تنهايي خدانگهدار